محمد مهدى ملايرى
83
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كتابهاى ديگرى كه تاكنون ذكرشان رفته هنوز به فارسى ترجمه نشده ازاينرو براى اينكه خوانندهء اين كتاب را آگاهى مختصرى از مطالب آن حاصل آيد از اين نقد و بررسى تنها به همين بخش از آنكه به اين رساله باز مىگشت اكتفا شد . و اين توضيح هم دربارهء آن اضافه شود كه چون در اين بخش از كتاب « الادب الفارسى . . . » گفتارى هم با عنوان « نقل الآداب الفارسية الى العربيّة فى القرون الاسلامية الاولى » آمده بود ، اين نقد و بررسى كه در زير مىآيد مربوط به هر دو گفتار است : « . . . فصل ديگرى از اين كتاب كه موضوع آن نقل و ترجمهء ادبيّات فارسى در قرنهاى نخستين اسلامى است از اهمّيّت خاصّى برخوردار است . زيرا اين موضوع از مهمترين رويدادها در تاريخ برخورد فرهنگها و تمدّنها است . و اين درخور توجّه است كه ارتباط بين دو جهان ايرانى و عربى در آن روزگار تنها در نقل و ترجمهء برخى از آثار فكرى از يك زبان به زبان ديگر خلاصه نمىشده بلكه پيوند استوارى بوده است بين اين دو ملّت ، هم در روشهاى انديشه و راههاى تعبير از آن ، و هم در شيوههاى زندگى و نظامهاى درونى و بيرونى حاكم بر آن . و همين پيوند استوار و همهجانبه بوده كه باعث گرديده تا زبان فارسى ساسانى بزرگترين مؤثّر در تحوّل ادبيّات عربى در عصر عبّاسى گردد ، چه از لحاظ روش و چه از لحاظ اهداف و طرق تعبير ، و همين پيوند است كه زبان عربى را هم پس از تحصيل قدرت علمى و تنوّع و گسترش دامنهء آن قادر ساخت تا به نوبهء خود بزرگترين مؤثّر در تحوّل زبان فارسى گردد و در نتيجهء آن زبان فارسى ميانه به صورت زبان فارسى اسلامى تحوّل يابد و طبيعى بوده است كه در اين كتاب اين مبحث با مبحث ديگرى دربارهء مترجمان و ناقلان آثار فارسى ساسانى به زبان عربى در قرنهاى نخستين اسلامى ، تكميل گردد . از حق نبايد گذشت كه دكتر محمّدى در اين بحث و بررسى از لحاظ جستوجو و پژوهش و كشف و شناسائى و احاطه بر اسماء ناقلان و